دو پـــــرســـش:
این روزها همه در سوگ بزرگ مردی بودیم که جان خود، خانواده و دوستان، و همراهانش را در راه برپایی
دادگری و آزادگی، آزاده زیستن و نبرد با ریا و دروغ و دو رویی از دست داد.
هرچند در سوگواری های ما بجای پرداختن به ویژگی های حماسی و افتخار آمیز، بیشتر به جنبه های ظاهری و ملودرام این تراژدی پرداخته می شود!
پرسش نخست:
چرا کمتر به جنبه های ستم ستیزی و آزاده زیستن آن بزرگ مرد، کمتر پرداخته می شود؟ آیا برای این است که ما نمی توانیم این آموزه ها را درزندگی به کار ببریم، پس بی خیالش می شویم؟!
بگذریم...
هنگامی که سخنی از آزادگی و زیربار زور نرفتن به میان می آید، یکی از کسانی که به یاد می آوریم، شادروان "محمد فرخی یزدی" است.
چند بیت از یک غزل، سروده فرخی:
ای که پرســی تا به کی دربند دربندیـم ما / تا که آزادی بود دربنــد ، دربنــدیــم ما
خــوار و زار و بیـکــس و بیخـــانمـان و دربدر / با وجود اینهمه غـــم ، شادو خرسنـدیــم ما
جــای ما در گوشــه صحـرا بود مانند کــــوه / گوشــه گیر و سربلنــد و سخت پیوندیــم ما
در جهــــان کهنــه ماند نــام ما و فرخـــی / چون ز ایجـــاد غـــزل طرح تــو افکندیم ما
پرسش دو:
آرامگاه فرخی کجاست؟......... (می خواهید بروید سراغ گوگل؟... خب بروید!!)