1) ... آيا رسيدن،[رسيدن به خواسته هاي كوچك] يك كارت بيمه در برابر هر نوعْ سوختن است و يك باب دكّان دو دهانه و درآمدي مستمر اما مختصر و چند اثر و آينده يي خالي از شور و شرّ اما سرشار از اطمينان – كه نفرين بر آن اطمينان، نفرين بر روح بازنشستگي. جداً كه اطمينان به آينده، همچون ترياك، انسان را لَش و ذليل و دَني طبغ مي كند و بتدي حقيرترين ها: آويزان، دَلنگان، مطيع، فروتن، سربه زير [همچون گاو و گوسفند]، مؤدب، درويش، قانع، ابله و پوكِ پوكِ پوك ...
2) ... من هنوز لج مي كنم، هنوز اعتراض مي كنم، هنوز فرياد مي كشم، هنوز مي لرزم و به لُكنت دچار مي شوم، هنوز زير بار نمي روم، هنوز باج نمي دهم و نمي گيرم، هنوز اعتقادْ نمي خرم و نمي فروشم، تسليم نمي شوم، فساد نمي كنم، در يك كار نمي مانم، عادتِ سر به سنگ كوبيدن را ترك نمي كنم، با اراذلْ كنار نمي آيم، با دزد ها دست نمي دهم، با خائنان و خبر چينان سلام و عليك نمي كنم، و هنوز، هنوز، هنوز، هاي هايْ گريه مي كنم، به خدا، درست مثل بچه ها، مثل نوجوانها، و مثل عاشق ها ...
پي نوشت 1) نوشته هاي درون [] براي خودم است.
پي نوشت 2) اين ها را نوشتم تا شايد بعضي از دوستان يزدي ام كه جانشان براي درِ باغ هاي سبزي كه آقاي ... نشانشان مي دهد در مي رود و براي گرفتن چِندِر غاز تنخواه يا فلان پيشنهاد جناب ... تن به هر نوكري مي سپارند، بخوانند!
پي نوشت 3) از خدا مي خوام كُمَكم كنه تا هميشه توان اين رو داشته باشم كه زير بار نرم، باج ندم و نگيرم، اعتقادْ نخرم و نفروشم، تسليم نشم و فساد نكنم.